سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
انسان مسلمان هدیه ای برتر از سخنی حکیمانه که خداوند بدان، هدایتش را افزون کند یا از نابودیش برهاند به برادرش نداده است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :0
بازدید دیروز :1
کل بازدید :5071
تعداد کل یاداشته ها : 8
98/12/8
1:36 ع
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
محمود نجفی علمی[11]
به نام خدا اینجانب قصد دارم در این وبلاگ به دل نوشته‏های خود با امام عصر(عج) بپردازم وامیدوارم که اول اثری بر روی خودم داشته ونیز بتوانم بر روی دیگران هم تاثیر بگذارم. الهم عجل لولیک الفرج

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

جایی جمله ای زیبا وپرمعنا شنیدم که ترس مرا فراگرفت وبه فکر فرو رفتم وآن جمله این بود:
    که ای منتظران حضرت مهدی(عج) مواظب باشید چون این منتظران امام حسین(ع) بودند که ایشان ر ا به شهادت رساندند.
براستی که اگر کمی در این جمله دقت کنیم باید وحشت تمام وجود ما را فرا بگیرد. اگر انشاءالله امامان ظهور کنند آیا ما به یاری ایشان خواهیم شتافت ویا از ترس کشته شدن ویا قول مال وثروت ایشان را تنها می گذاریم؟ بیاییم کمی فکر کنیم و بین خود وخدا قضاوت کنیم واز خود بپرسیم آیا اگر زمان واقعه کربلا بودیم در سپاه یزید بودیم یا امام حسین(ع) یا آن روزی که حضرت مسلم(ع) در کوفه با چندین هزار نفر قیام کرد وشب هنگام همه پشت او را خالی کردند وتنهایش گذاردند اگر ما آنجا بودیم چه می کردیم؟ آیا حاضر بودیم کنار مسلم بن عقیل (ع) بایستیم وکشته شویم ویا ما هم از ترس جان ومال وناموس وفرزندانمان ویا وسوسه سکه های طلا دینمان را میفروختیم وبه آن پشت میکردیم؟ آیا الان امام زمانمان را با گناهان فراوانی که انجام میدهیم تنها نگذاشته ایم که در نزدیک به هفت میلیارد انسان، هنوز 313 نفر یاور ایشان یافت نشده اند! آیا اگر ایشان تشریف فرما بشوند انشاءالله اگر بفرمایند که مثلا باید هرچه مال داریم بهیم چون از راه حرام بدست آمده آیا حاضریم چنین کاری را انجام دهیم؟
   بیاییم کمی در این وانفسای روزگار در خلوت خودمان به این پرسش ها پاسخ دهیم.
   اللهم عجل لولیک الفرج


 


89/9/16::: 7:1 ع
نظر()
  
  

 حسین هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
... صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یکماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ?? ماه هم سرشان شیره!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری ...!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
آقای ... تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌های عزاداری اسفند دود می‌کند!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ??ماهه‌اش دور نمی‌شود!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
حاج ... مداح معروف شهر بابت ? ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را می‌گیرد!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
... رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ??شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و ??? روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
حاج آقا ...، ?شب مردم را به تقوی دعوت می‌کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می‌کند!

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
کل یوم عاشورا
یعنی...?? روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
او هم می‌رود
تا سال بعد !
تا یاد بعد!


89/9/16::: 6:55 ع
نظر()
  
  

همه دلشان می خواهد سفرهایی چون مکه، کربلا، نجف و... را چندین بار مشرف بشوند وروحیه ای بگیرند. اما می دانیم که اگر مبلغی را که به جای رفتن به این اماکن متبرکه به جوانی بدهیم برای برپایی زندگی وازدواج ویا جهیزیه یک دختر ویا رفع مشکل فقیر ومستمندی ثواب چندین حج وکربلا را دارد؟ به نظر شما اگر پولی را که برای کربلا کنار گذاشته ایم وبه جای رفتن به پابوس امام حسین(ع) آن را به دختری برای تهیه جهیزیه مصرف نماید، مثلا یخچالی بخرد وهر روز که آبی خنک از این یخچال برمیدارد ومی نوشد بگوید سلام بر حسین(ع) چقدر ثواب زیارت برای شما منظور خواهد شد وشما را جزو زائرین امام حسین(ع) ثبت خواهند کرد.

    پس کمی به خود بیاییم واز دیگران هم دستگیری کنیم که ائمه اطهار(علیهم السلام) مهمترین دغدغه شان فقرا وایتام بود.
    به امید روزی که هیچ محتاجی در زمین نباشد. انشاءالله
 

  بنده حقیر وبلاگی هم جهتازدواج، مسائل زناشویی وتربیت تاسیس کردم که اگر علاقه دارید می توانید به این نشانی مراجعه فرمایید
   www.moshaverehkhanevadeh.parsiblog.com


  
  

مدتهاست که در مولودی خانی ها وجشنها برای اعیاد مختلف به صورت خیلی زننده ای مردم کف می زنند ومجلس حالت بدی پیدا می کند. این عمل دور از شان ومنزلت اهل بیت(علیهم السلام) است. شما فکر کنید انشاءالله در زمان ظهور ودر زمان زمامداری حضرت ولیعصر(روحی فداه) بخواهیم در برابر دیدگان مبارک ایشان مولودی خانی کنیم، اگر به همین سبکی که الان رایج است این کار انجام شود آیا وجود مبارک ایشان از این مسئله خشنود می شوند؟ آیا اصلا ما حاضر هستیم مقابل وجود ایشان چنین حرکاتی را انجام دهیم؟ باید در این مسئله کمی تجدید نظر شود وراههای دیگری جهت شادمانی محیا گردد.

باشد که این مسئله هرچه سریعتر مرتفع گردد.


89/8/16::: 7:58 ع
نظر()
  
  

یا صاحب الزمان الغوث الامان
سلام آقاجون. آقایی که ما به خاطر اینکه نمیتونیم شمارا ببینیم انگار همیشه غمی در ته دلمان لانه کرده؛ همیشه بغضی آرام گلویمان را می فشارد. می دانیم تقصیر خودمان است که نمی توانیم شما را ببینیمف اینقدر خون به جگر شما کرده ایم که پرده های زخیمی میان ما وشما ایجاد شده.
گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواه   گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم
میدونیم همه اینها رو میدونیم ولی با همه این احوال خیلی دلتنگتیم، بدجوری دلمون گرفته. نمیدونی چقدر دلمون مبخواد سر به شانه های مبارکتون بگذاریم وهای های گریه کنیم و از غم دوری شما بگوییم که چه میکشیم. همه جا را ظلم گرفته، فساد گرفته، بی رحمی گرفته، دروغ گرفته، بداخلاقی گرفته، تهمت زنی گرفته، همه مردم همدیگر را کافر میدانند،همه همدیگر را به خاطر مال دنیا تکه تکه می کنندو... آقا بیا که همه چیز با تو آرام میشود.
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
الهم عجل لولیک الفرج


در ذیل مطلب کلیپی را آماده کردم که زیباست. دانلود نمایید. 
http://www.mediafire.com/?3xyl2rc0bo10g78


  
  

السلام علیک یا علی ابن موس الرضا(علیه السلام)
یا امام رضا جانم به فداتون. به قربان اون حرم باصفای نورانی که وقتی انسان واردش میشه انگار که بهشت رو بهت دادن، دیگه دلت نمی خواد از اونجا خارج بشی. همینکه انسان وارد صحن میشه ونگاهش به گنبد نورانی می افته اشک آرام آرام از گوشه های چشم میلرزند ومیان پایین اونجاست که دیگه حال خودت رو نمیفهمی. حالی که معلوم نیست دیگه اون رو بدست بیاری. آهسته آهسته وارد حرم میشی ونگاهت به ضریح طلایی آقا دوخته میشه ودلت میخواد زار زار گریه کنی . با خودم میگم این همه من گناه کردم، اینقدر نافرمانی کردم، اینقدر آتش به دل ائمه اطهار(علیه السلام) زدم ولی امام رضا اینقدر رئوف هست که باز هم من رو پیش خودش راه داده.
اما بعضی آدم ها هستند که در همان حرم هم آتش به دل آقا میزنند. با حجاب زننده وارد میشن، موسیقی های مبتذل گوش میدن، زن وشوهرها دست به کمر هم میاندازندو... به خدا خیلی نامردیه که با این همه مهربونی آقا باز هم در حریم ایشان اینگونه رفتارها رو از خودمون نشون بدیم. مگر ما نمی خواهیم که دعلهامون مستجاب بشه؟ پس چرا به حرفشون گوش نمیدیم. بیاییم خواهشاً این رفتارها رو کنار بگذاریم تا سعادت دنیا وآخرت رو نصیب خودمون بکنیم انشاءالله.


در ذیل یک نماهنگی را ساختم که حرفه ای نیست ولی خوبه اگر دوست دارید دانلود کنید ضرر نمیکنید.
http://www.mediafire.com/?20uq3dazvvwzut5


  
  

از دوستان خوبم آقایون وخانم های محترم وجوان عزیز که به هردلیلی دوست دارند بدحجاب باشند، به مسائل اعتقادی بی اعتنا باشند، گناه انجام دهند، در مجالس ومهمانی های گناه شرکت کنند، موسیقی های حرام گوش کنند، فیلم های مستهجن نگاه کنند، به نامحرم نگاه کنند وخدایی نکرده... و کارهی از این قبیل را انجام دهند خواهش میکنم ژیش از آنکه این اعمال را انجام دهند دلیل انجام این کار را برای من به نشانی m.najafi_1364@yahoo.com ارسال نمایند تا با هم گفتگو کرده وبه نتیجه ای برسیم. امیدوارم این کار را انجام دهید.


  
  
پیش از اینها فکر می کردم خدا                          خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها                         خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور                    بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او                            هر ستاره، پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او، آسمان                              نقش روی دامن او، کهکشان
رعد وبرق شب، طنین خنده اش                  سیل وطوفان، نعره توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتا ب                              برق تیغ خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست           هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود                 از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین               خانه اش در آسمان،دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود                               مهربان وساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت                      مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا               از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می گفتند : این کار خداست          پرس وجو از کار او کاری خطاست
هرچه می پرسی، جوابش آتش است       آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می کند                    تا شدی نزدیک، دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند                 کج نهادی پای، لنگت می کند
با همین قصه، دلم مشغول بود                  خوابهایم، خواب دیو وغول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم                            در دهان اژدهای سرکشم
در دهان اژدهای خشمگین                              بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا                       در طنین خنده ی خشم خدا
نیت من، در نماز و در دعا                      ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم، همه از ترس بود               مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب وهندسه                                   مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله                        سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود                مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر                      راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا                             خانه ای دیدم، خوب وآشنا
زود پرسیدم : پدر، اینجا کجاست ؟           گفت، اینجا خانه ی خوب خداست
گفت : اینجا می شود یک لحظه ماند         گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه کرد              با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش، پس آن خدای خشمگین           خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟
گفت : آری، خانه او بی ریاست                   فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده و بی کینه است                        مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی                       نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست                  حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است                     مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می دهد                 قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست               قهری او هم نشان دوستی است
تازه فهمیدم خدایم، این خداست                        این خدای مهربان وآشناست
دوستی، از من به من نزدیک تر                   از رگ گردن به من نزدیک تر
آن خدای پیش از این را باد برد                        نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود                    چون حبابی، نقش روی آب بود
می توانم بعد از این، با این خدا              دوست باشم، دوست، پاک وبی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد                   سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان درباره ی گل حرف زد             صاف وساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت               با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد                     مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند                    با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد                          با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان درباره ی هر چیز گفت             می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان وآشنا                         پیش از اینها فکر می کردم خدا
اثری از : زنده یاد قیصر امین پور
بیاییم یک بار دیگر با خدا آشتی کنیم. خدایی که ما بعضی مواقع او را فراموش میکنیم ولی او هیچ وقت ما را از یاد نمیبرد وهمیشه به فکر ماست. بیاییم امتحان کنیم مطمئن باشیم که ضرر نخواهیم کرد.

89/8/6::: 4:44 ع
نظر()